جدید ترین نوشته

نوشته شده در ۲۳ مرداد ۱۳۸۹

دل گرفتگی

این روزا زیادی هِی دلم میگیره! وقت و بی وقت! نمیدونم چرا؟! :-؟؟

ماه رمضون امسال یه جوریه! از یه طرف هیــچ گونه حسی نسبت بهش ندارم از یه طرف هم کلی دوسش دارم!

از لحاظ تلویزیونی که اصا بش فکر نمیکنم! این که ملت میشینن سریالاشو هرشب میبینن و اینا خیلی به نظرم بی معنیه!

تو یه فضای خالی و مبهم به سر میبرم!

دَمِ افطار دعامون کنین…

نوشته شده در ۱۶ مرداد ۱۳۸۹

شاید واسه شما فرقی نکنه…

شاید واسه شما فرقی نکنه وقتی با یه آدم پشت تلفن حرف میزینن….حرفی که تو یک ثانیه به ذهنتون میرسه و حتی همون یک ثانیه هم به درست بودن،زدن یا نزدنش فکر نمیکنین،با ابعاد وجودی اون آدم چیکار میکنه…چی به سرش میاره

شاید فرقی به حالتون نکنه وقتی تلفنتونو قطع کردین طرفتون گوشیشو پرت کنه به دورترین نقطه ای که سراغ داره و بره تو لاک خودش،تو تنهایی خودش،اونقدر به خودش بپیچه و زار بزنه که دیگه  نا نداشته باشه….

شاید واسه شما فرقی نکنه طرف همه ی گله ها و ناراحتیا و دلشکستگی هاشو با اشکاش از وجودش بریزه بیرون که نکنه شما یهو،یه وخ خدای نکرده به تیریج قباتون بربُخره یا ناراحت بشین

شاید فرقی به حالتون نکنه هاا ولی اون طرفتون له میشه!
شاید واستون “دیگه”مهم نباشه ها ولیــــــــ شاید هنوزم واسه طرفتون یـــه خورده هم که شده مهم باشه هرچند کلی باخودش کلنجار رفته باشه که بهش فک نکنه….”شاید واسه شما فرقی نکنه”

شاید واستون فرقی نداشته باشه وقتی دیگه یکیو دوس ندارین،اونموقع هرچی دلتون میخواد بهش میگین و آخرشرم یه “برو گمشو” میزنین تنگش!
خوب شاید واقعا واستون فرقی نمیکنه اون طرفتون چقد دوستون داره و بعد از اون مکالمه چی به سرش میاد!

شاید واستون فرقی نکنه شخصیت یکیو رسما زیر پاتون لهش کنین و با تَهِ پاشنه ی کفشتون قشنگ یه حالی بهش بدین!

شاید واستون فرقی نکنه یکی دوستون داره وقتی شما دوسش ندارین!

شاید خیلی دارین سعی میکنین که همه ی اینا فرقی به حالتون بکنه ولی تا به حال به نتیجه ای نرسیدین…

ما براتون دعا میکنیم دوست عزیز چون شخصیت و افکار یک آدم از هرچیزی تو این دنیا با ارزشتره حتی از خواسته ی دلخواه شما تو اون لحظه!

پ.ن: نویسنده هچ گونه مسئولیتی را در قبال نوشته پذیرا نیست! تمام موضوعات فوق چیزهایی بود که در اطراف خودش با چشمهایش رویت کرده بود و لازم دید آنهارا منتشر کند!

نویسنده هیچ گونه انس و نزدیکی ای با شخصیت های نوشته ی فوق ندارد و به شدت از آنها دوری میکند…

نویسنده هیچ گونه ادعایی نسبت به داشتن شخصیتی متضاد با شخصیت بالا را ندارد و ادعای خوب بودن و … را!

شاید خودِ نویسنده شخصا تابه حال بسیاری از این کارها را انجام داده باشد اما….

شما مراقب باشید!

نوشته شده در ۰۵ مرداد ۱۳۸۹

زیادی آشنا!

این فرکانس فارسی وان هم ماجرایی شده هااا…هرچی مامیخوایم به روی خودمون نیاریم که اصلا این شبکه ی بیگانه و منحرف وجود دارهه،نمیزارن!
آخه خواهر من برادر من ایـــــن همه شبکه ی جذاب و زیبا خودمون داریم: شبکه ۱ شبکه ۲ شبکه۳ شبکه ی فهیم ۴ شبکه ۵ ۶ ۷ آماشالا جدیدا هم که میخوان شبکه موسیقی واستون راه بندازن!! دیگه چیکار به این شبکه ی—– دارینن؟ این همه برنامه های جذذاب آخه چرا جوونای ما باید انقدر درگیر این شبکه بشن؟ :دی
حالا خوبه من چند وقتیه ترک کردم و دیگه بُکشیم هم دور و برش نمیرم…ماشالا تو گودر که بیا و بببین چه کردن واسه این تغییر فرکانسش،وبلاگ ها رو که دیگه نگو هرکی هرچی نوشته باشه بالاخره یه جای پستش یه اشاره ی کوچیکی هم که شده به فرکانس جدید فارسی وان کرده! رفقا هم که….همچین میزنگن حال و احوال پرسی آخرش داره قطع میکنه: راستیی فرکانس جدید فارسی ۱ چنده؟ :|
آخه آدم چی میتونه بگه؟!
دوستان فعال هم که زیاد وجود دارن…کوچکترین تغییر فرکانسیو سریعا به کل اددلیستشون سند میکنن!


حالا با همه ی این اوصاف ما آخر نفهمیدیم فرکانس جدیدش چنده؟ البته مهم هم نیست واسموناا…قرار هم نیست دوباره برگردیم به تماشای این تلویزیونِ بیگانه!! :) اینارو هم عنوان نمیکنیم که گهگداری مریم جان هنگام کار (کاراموزی) از اتفاقات زندگی سالوادورو آنجللا و آندرس و ایزابل و… :-”تعریف مکینن! اصلا به ما چه اینطور که بوش میاد سالوادر روح خوزه است و ایزابل نمیدونه!
اصلا چه ربطی به ما مربوطه که کی در جستجوی پدرشه کی در جستجوی مادرش و کی تو فکر سفری دیگر؟ حالا چه فرقی میکرد اگه ویکتوریا به جرونیمو نمیرسید و با همون شوهر قبلیش زندگی میکرد؟
خلاصه این که پی زندگی خودتون باشین انقدم ……….! :دی

پ.ن: قصد هیچ گونه توهینی به شبکه ی نام برده وجود نداشته است….درکنترل احساساتتان شکیبا باشید! :)

حالا گذشته از همه ی این شوخیا،شتریه که در خونه ی همه خوابیده! خواهشا بیدارش نکنین بذارین خوابشو بکنه! :)

موفق باشین! دوستون دارم!

نوشته شده در ۰۵ مرداد ۱۳۸۹

میلاد…

عیدتون مبارک :)

نوشته شده در ۳۱ تیر ۱۳۸۹

بعضی وقت ها!

شاید واسه شما هم پیش بیاد!

چند روزیه بیخود و بی جهت با همه (مخصوصا خونواده) سر دعوا داری! کوچک ترین گیر دادن و یا بحثی اعصابتو میریزه به هم…در اینجور مواقع هیــــچ کس نباید طرفت بیاد یا باهات درگیر بشه چون به بدترین شکل ممکن….

(دیگه)برات مهم نیست یه عالمه مورچه دارن جلوی چشمت رو میز کامپیوترت عبور مرور میکنن و واسه خودشون حال میکنن! هیچ تلاشی هم واسه از بین بردنشون نمیکنی!

در این مواقع حتی اگه سوسک هم روی فرش اتاقت در حال تردد ببینی هیــــــچ تاثیری روت نمیذاره و خیلی راحت از کنارش میگذری!حتی یک ثانیه هم به این فکر نمیکنی که حالا این سوسک از کجا اومده به کجا میره و عواقب عیش و نوشش تو اتاقت چیه!

حوصله ی آدم های خاصیو داری…مثلا به هیچ وجه حوصله ی مامانتو نداری….ولی یه عالمه حوصله ی سروکله زدن با همکلاسیِ شیطونتو داری!

کیفتو برمیداری،گوشیتو میزاری تو جیبت و بدون هیچ گونه خبر دادن و خداحافظی کردنی از خونه میزنی بیرون!!!!!!!

می خوای بری یه جایی! هیـــچ عجله ای هم واسه رسیدن نداری! ولی راننده اونقدر تند میره که انگاار با کیـــ قرار داری…که باز هم در این جور مواقع شدیدا به هم میریزی!

سینما….گلفروشی….خیابونا…پاساژ….! :دی (چشاتو میبندی..بازشون میکنی) یه نگاه به طرف چپ! هیشکی کنارت نیست!  …. ….

چشماتو میبندی…کلی فکر میریزه تو سرت! ستاره نــه! راننده: خانوم چی فرمودین؟ تو: هیچی آغا همینجا پیاده میشم..مرسی

یه نگاه به اطرافت میندازیــ….اووووووووووووووه

تو کل مدت فیلم یه بغض همچین گلوتو گرفته و داره خفت میکنه! طلا و مس!….این فیلم هم ازین طرف اشکتو در میاره =))

تموم میشه….

-بریم آریا؟  مریم:بریم!

الکی میچرخیم…به مغازه ها نگاه میکنیم…..! چه حـــــالیه!  هیـــــــــــــــــــــــــش!

میخوای برگردی….داری برمیگردی….گوشیت زنگ میخوره! آخــــه چه فرقی میکنه من کجام یا دارم چیکار میکنم! بذارین یه نفس راحت بکشم!!!!

میشینی…میرسی…..خونه…..بیرون….چه فرقی میکنه؟

یه مهمونی؟ خوبه…حال آدمو جا میاره….میشینی…گوش میدی…گوی میدی…گوش میدی :دی کلا خوش میگذره

حالا خسته ای یا به هم ریختی؟  :-؟؟ هیچ کدومش!

چه فرقی میکنه وصل اینترنت باشی یا نه وقتی میخوای آپ بنویسی!

همه چی خوب و آرومه…هیچ وقت انقد آروم نبوده!

خدایا شکرت

توصیه به بیمار: فقط در این جور مواقع آروم باشید و به هیچی فکر نکنید (بهتره که بتونید!)

توصیه به اطرافیان:  کلا طرف بیمار نرین! :دی

موفق باشین ;)

نوشته شده در ۳۰ تیر ۱۳۸۹

آغاز شد به نام آغاز کننده ی بی ازل

سلام

اولین پستم! شروع میکنم! با یک عالمه امید و روحیه و شوق و شور و (از این کلمه های کلیدی و شعاری!)

موفق باشیم!جمیعا!